استخدامی

اشتراک گذاشته شده با :

اپل

سئوال هایی که اپل برای استخدام می پرسد
آیا می توانید در اپل مشغول به کار شوید؟ بدست آوردن شغل در اپل به پاسخ شما به بیست و سه سوال بستگی دارد. به گزارش خلاقیت، بسیاری از مردم دوست دارند که در اپل به عنوان یکی از مهمترین و رو به جلو ترین فکرها و شرکت های فناوری نوآورانه در جهان امروز، مشغول به کار شوند. آیا تا به حال به کار کردن برای اپل فکر کرده اید؟ آیا قادر خواهید بود که از پس مصاحبه شغلی برآیید؟ افرادی که برای شغل در اپل درخواست داده اند، برخی از سوالاتی که در حین مصاحبه از آن ها شده است را در وب سایت Glassdoor به اشتراک گذاشته اند. در اینجا تعدادی سوال انتخابی از آن وب سایت آمده است. ببینید آیا می توانید از پس این سوالات بربیاید؟ ۱-دوست دارید با چه کسی قهوه بخورید؟ چرا؟ ۲- الگوی شما کیست و چرا؟ ۳-آیا خلاق هستید؟ چیزهای خلاقانه ای که دوست دارید چه مواردی هستند؟ ۴-خود را چگونه توصیف می کنید؟ ۵- سه تا جعبه وجود دارد، یکی فقط حاوی سیب است، در دیگری فقط پرتقال وجود دارد، و سومی حاوی هم سیب و پرتقال است. جعبه ها برچسب های اشتباهی خورده اند، به طوری که هیچ جعبه ای برچسب درستی ندارد و برچسب ها نمی توانند محتوی واقعی جعبه ها را نشان دهند. فقط یک جعبه را باز کنید و بدون نگاه کردن به درون آن یکی از میوه ها را بردارید. چگونه با نگاه کردن به میوه، همه جعبه ها را درست برچسب گذاری می کنید؟ ۶-به مشتریانی که به شما می گویند اپل را دوست ندارند چه پاسخی می دهید؟ ۷-به من بگویید چه زمانی چیزی را دریافت کردید که سزاوار آن نبودید؟ ۸-شرم آور ترین آهنگی که بر روی گوشی شماست چیست؟ ۹-اگر دو تا تخم مرغ داشته باشید، و بخواهید بفهمید که بالاترین طبقه ای که می توانید تخم مرغ را بدون اینکه ترکی بر آن بیفتد پرت کنید، چگونه آن را انجام می دهید؟ راه حل بهینه چیست؟ ۱۰-کدام لحظه از زندگیتان را که به خوبی شما را تعریف می کند، چرا؟ ۱۱-بزرگترین ضعف شما چیست؟ چرا؟ ۱۲-یکی از اشخاصی که می توانید در زندگی به تصمیماتش اعتماد کنید را نام ببرید. ۱۳-الان در مورد گذشته و آینده خودتان چه می گویید؟ ۱۴-رهبر مورد علاقه شما کیست؟ ۱۵- شما ۱۰۰ سکه بر روی یک میز تخت دارید، برای هر سکه یک طرف شیر و یک طرف خط در نظر بگیرید. برای ده تای آن ها روی شیر بالا است و ۹۰ تای دیگر روی خط بالاست. شما نمی توانید آن ها را لمس کنید، احساس کنید یا به هر طریق دیگر بفهمید کدام طرف این سکه ها بالا است. سکه ها را به گونه ای به دو دسته تقسیم کنید که در هر دسته تعداد شیرها یکی است. ۱۶-هر روز چند بچه به دنیا می آید؟ ۱۷-آیا باهوش هستید؟ ۱۸-اگر یک شیشه حاوی تعدادی سکه های سالم و معیوب است، یکی را بیرون بکشید، سه بار به آن ضربه بزنید و توالی شیر شیر خط بدست آید، شانس شما چقدر است که سکه معیوب یا سالم باشد؟ ۱۹-در پنج سال آینده می خواهید چه کاری انجام دهید؟ ۲۰-چگونه یک توستر را تست می کنید؟ ۲۱-شرایطی را توضیح دهید که به فردی مشاوره اشتباه داده اید؟ از این اتفاق چه درسی گرفته اید؟ ۲۲-اگر مجبور باشید که یک آیفون را در هوا معلق کنید، چگونه این کار را انجام خواهید داد؟ ۲۳-یک لیوان آب بر روی یک صفحه گردان قرار می دهید و به آرامی سرعت را افزایش می دهید. در ابتدا کدام اتفاقی می افتد؟ آیا لیوان لیز می خورد؟ یا آب لیوان به بیرون می ریزید؟ یا لیوان وارونه می شود؟ مجموعه‌ای از بهترین تصاویر تاریخ ایران و جهان را اینجا ببینید

چرا استخدام زنان برای شرکت ها حیاتی است؟
چرا استخدام زنان برای شرکت ها حیاتی است؟
کمپانی اینتل در بیانیه‌ای اعلام کرد که در تلاش است تا با سرعت بیشتری به سمت هدف اخیر خود که تنوع جنسیتی و نژادی در افراد استخدامی این شرکت است، حرکت کند. این شرکت امیدوار است تا سال ۲۰۲۰ به هدف نهایی خود که استخدام بی‌چون‌وچرای زن‌ها و اقلیت‌های نژادی است، دست یابد. بر اساس مقاله‌ای که اخیراً توسط این ابرقدرت الکترونیکی به چاپ رسیده است، اینتل توانسته با پیشرفتی قابل‌توجه به بسیاری از این اهدافش تا سال ۲۰۱۵ دست یابد. در حالی که در این گزارش آمده است کارمندان این شرکت تا سال ۲۰۲۰ از کاهش سرعت در اجرای این امور کوتاهی نخواهند کرد. اینتل در نیمه نخست سال ۲۰۱۵ دست به استخدام ۳۰۰۰ نفر در ایالات‌متحده زده است. از میان این افراد ۳/۴۳ درصد، برچسب «تنوع» را از نگاه اینتل به خود اختصاص دادند. این برچسب شامل زن‌ها، افراد دورگه آفریقایی آمریکایی، اسپانیایی‌ها و آمریکایی‌های بومی است. این درصد بنا به پیش‌بینی قبلی اینتلی‌ها در سال ۲۰۱۵، بایستی تا رقم ۴۰ درصد می‌رسیده؛ این بدان معناست که اینتل با استخدام افراد بیشتری از گروه «برچسب»، تعداد بیشتری از زن‌ها و آفریقایی-آمریکایی را جذب کرده و از هدف اولیه خود فراتر رفته است. بااین‌حال مدیران این شرکت با اعلام اینکه تنها ۲۳۱ نفر از افراد اسپانیایی و آمریکایی‌های بومی در این تعداد قرار گرفته‌اند، اظهار ناراحتی کرده‌اند. ارقام فوق با علم به اینکه، در پایان سال ۲۰۱۴ بیش از سه‌چهارم از ۵۴۰۰۰ کارمند اینتل مرد و ۵۶ درصد از این افراد سفیدپوست بودند، ارزشمند می‌شود. درواقع در سال ۲۰۱۴، تنها ۸ درصد  از کارمندان این کمپانی لاتین و  ۵/۳ درصد از دورگه‌های آفریقایی-آمریکایی بودند. اینتل پیش‌ازاین و قبل از شروع این‌گونه تغییرات در جذب نیرو، در یکی از آخرین همایش‌های الکترونیکی خود در سال ۲۰۱۴، این کمبود در تنوع نژاد در کارمندانش را می‌پذیرد. مدیرعامل کمپانی اینتل، «براین کرانیچ» در این همایش اعلام کرد اینتل برای افزایش تنوع نیرو در محیط کار، ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری خواهد کرد. کرانیچ در ادامه گفت که از مدیران اجرایی خود می‌خواهد تا شبانه‌روز برای هرچه سریع‌تر محقق‌شدن این مهم تلاش کنند. همچنین یکی از آخرین گزارش‌های منتشرشده از این شرکت نشان می‌دهد اینتل جوایزی نقدی به مبلغ ۴۰۰۰ دلار برای کارمندانی که بتوانند افرادی با برچسب «تنوع» به دپارتمان منابع انسانی معرفی کنند، در نظر گرفته‌ است. همان‌طور که پیداست، اینتل در زمره کمپانی‌های بزرگی قرار دارد، که در راستای تنوع‌بخشی در انتخاب جنسیت و نژاد کارمندان اهداف بزرگی دارد. هدف نهایی این غول الکترونیکی جهانی حضور همه‌جانبه زنان و اقلیت‌های نژادی در نیروی کار این شرکت تا سال ۲۰۲۰ است. اخیراً نیز دیگر کمپانی‌های بزرگ فنّاوری دست‌به‌کار شده‌اند تا در این زمینه از سایر رقبا عقب نمانند. به‌طور مثال: ۱- فیس‌بوک به‌تازگی در جدیدترین برنامه خود در سال ۲۰۱۶ از متقاضیان ثبت‌نام خواسته تا حداقل یک نفر از اقلیت‌های نژادی را که واجد شرایط استخدام هستند به آنها معرفی کنند. ۲- گوگل در آغاز سال جاری ۱۵۰ میلیون دلار برای تمرکز و کنترل تنوع در نیروی کار سرمایه‌گذاری کرده است. ۳- مدیرعامل شرکت اپل، تیم‌کوک، که در سال گذشته ۷۰ درصد از کارمندان شرکتش مرد بوده‌اند، گفت که او معتقد است صنعت به‌طورکلی اقدامات لازم برای جذب زنان و استخدام تنوع جنسیتی و نژادی را در نظر نگرفته است. مدیرعامل این شرکت در ماه ژوئن اعلام کرد «من عمیقاً به این موضوع اعتقاد دارم که متنوع‌ترین ترکیب گروه‌های انسانی، تولیدکننده بهترین محصولات خواهند بود».
وقتی یکی از مدیران اپل تصمیم بگیرد کسی را استخدام
وقتی یکی از مدیران اپل تصمیم بگیرد کسی را استخدام
اغلب کسانی که آرزوی کار کردن در شرکتی مثل اپل را در سر می پرورانند، به شیوه ی عادی و معمول درخواست کار خود را به ثبت می رسانند یعنی خودشان درخواست و مدارک خود را ارسال می کنند، سپس از طریق مسئولین جذب نیرو با آنها تماس گرفته می شود. به این شکل با ارسال مدارکی مثل رزومه و نامه ی انگیزه، در نهایت با آنها جلسات و مصاحبات مختلفی انجام می شود. اما وقتی یکی از مدیران اپل تصمیم می گیرد شما را در مجموعه ی خود به کار بگیرد، این فرایند می تواند بسیار متفاوت باشد. این دقیقاً اتفاقی است که برای مایکل گارتنبرگ افتاده است. او یک تحلیلگر حوزه ی فناوری است که در حال حاضر برای iMore کار می کند. او به مدت ۳ سال به عنوان مدیر ارشد بازاریابی محصول برای اپل کار کرده و اخیراً در پادکستی تجربیات خود را از استخدام شدن در اپل با Mac Observer در میان گذاشته است. او زمانی که به عنوان یک تحلیلگر مشغول به کار بود برای گفتگو درباره ی فروش، روند ها و دیگر مسائلی که معمولاً برای تحلیلگر ها جذابیت دارد در یک کنفرانس تلفنی معمولی شرکت کرد. یکی از طرف های این کنفرانس تلفنی، معاون وقت شرکت اپل به نام گریگ یوزویاک بوده است که از گارتنبرگ اجازه می خواهد ۵ تا ۱۰ دقیقه وقتش را بگیرد. گارتنبرگ در صحبت های خود توضیح می دهد: «مسئولین رده بالای اپل محض خوش و بش با تحلیلگران تماس نمی گیرند. با خودم فکر کردم چه کار ممکن است کرده باشم که تا این حد یوزویاک را رنجانده است؟» گارتنبرگ ابتدا تصور کرده است به نوعی باعث عصبانیت اپل شده است. اما بعد مشخص شد یوزویاک می خواسته درباره ی یک موقعیت شغلی با او صحبت کند. او در این باره توضیح می دهد: «اینگونه شد که تلفنم زنگ خورد. تلفن را برداشتم و از آن سوی خط کسی گفت سلام مایکل، یوز هستم. الان زمان زیادی برای صحبت کردن ندارم به همین دلیل یکراست می روم سراغ اصل مطلب. دوست داری به اپل بیایی و برای ما کار کنی؟» رازداری به سبک اپل گارتنبرگ ابتدا حتی نمی دانست صحبت بر سر چه شغلی است. او می گوید: «هرچه باشد داریم راجع به اپل صحبت می کنیم». پس از آن که گارتنبرگ از شوک اولیه ی این پیشنهاد بیرون آمده، یوزویاک به او گفته است که برای کار در اپل مجبور خواهد بود به مقر اصلی این شرکت واقع در کوپرتینوی کالیفرنیا برود. یوزویاک در نهایت به او می گوید که وظیفه ی او در موقعیت شغلی مورد نظر، این خواهد بود که به فیل شیلر، معاون ارشد بازاریابی اپل گزارش بدهد. اما ظاهراً شیلر می خواسته خودش شخصاً جزئیات کار را با گارتنبرگ در میان بگذارد. فیل شیلر گارتنبرگ به شوخی به او پاسخ می دهد: «شما می خواهید بدانید من به این شغل علاقه ای دارم و آیا حاضرم محل زندگی ام را عوض کنم و به ساحل غربی امریکا بیایم، اما نمی گویید چه کار باید انجام دهم؟». به گفته ی گارتنبرگ، یوزویاک نیز در پاسخ می گوید: «بله، تقریباً همینطور است که فرمودید. فیل ظرف چند روز آینده با شما تماس می گیرد». گارتنبرگ این موضوع را با خانواده اش در میان گذاشت و تا چند روز خبر دیگری نشد. سپس مسئول جذب نیروی اپل با گارتنبرگ تماس می گیرد و باز هم او را در جریان چند و چون کار نمی گذارد و صرفاً به او می گوید فیل می خواهد خودش در این باره با شما صحبت کند. سپس به گارتنبرگ پیشنهاد می دهد ۲ روز دیگر کالیفرنیا باشد. کمپ اپل درست از لحظه ای که گارتنبرگ در کالیفرنیا از هواپیما پیاده می شود پیامی دریافت می کند مبنی بر اینکه باید با یکی از مقامات وقت بازاریابی اپل به نام هیروکی آسایی ملاقاتی داشته باشد؛ چرا که آسایی مسافرتی در پیش دارد. گارتنبرگ می گوید: «روز بعد، جلسات متعددی برگزار شد. اولین ملاقات با فیل و باقی کارمندانش بود: فیل، یوز، برایان کرول که آن زمان مسئول MacOS بود، دیو مودی که مکینتاش را اداره می کرد، مایکل چائو، که مسئولیت آیپد را داشت، رونا اوکاموتو که توسعه دهنده بود. بنابراین می توان گفت تقریباً کل تیم فیل آنجا بودند». و اما پیشنهاد مشخص شد این همان تیمی بود که از گارتنبرگ می خواستند به عنوان مدیر ارشد بازاریابی بین الملل به آن بپیوندد. روز بعد، او پیشنهادی غیر رسمی از سوی مسئول جذب نیروی اپل دریافت کرد. گارتنبرگ در مورد کاری که در آنجا انجام می داده به جزئیات زیادی نمی پردازد و می گوید: «هرچه در اپل انجام می شود پشت همان دیوار ها می ماند». او می گوید: «یکی از چیز هایی که به من گفته شد این بود که تو به اینکه در جمع، در برابر رسانه ها صحبت کنی عادت داری. اما باید متوجه باشی که صدای اپل یکی است، و تو این صدا نیستی». با جذب شدن گارتنبرگ در اپل، حتی توئیت های او نیز کمتر شد؛ نه به این خاطر که توئیت کردن با سیاستی در اپل در تضاد باشد؛ به این دلیل که او نمی خواست چیزی بگوید که اثری منفی روی اپل داشته باشد. او به صورت ناشناس به نوشتن پیام هر محصول، سخنرانی ها و محتوای مورد نیاز برای بازاریابی محصولات اپل می پرداخت. گارتنبرگ به ماجرایی که در روز اول برایش اتفاق افتاده بود نیز اشاره می کند و می گوید: «اپل شرکتی است که حیاتش به جزئیات وابسته است. به خاطر دارم روز اول برای شخصی ایمیلی فرستادم و وقتی پاسخ آن را دریافت کردم دیدم پایین آن نوشته شده: رعایت املای صحیح در اینجا اهمیت دارد». گارتنبرگ با خواندن این نوشته متوجه شد طی یک اشتباه تایپی، در ایمیل خود the را hte نوشته است. او در نهایت تصمیم گرفت از کار طولانی در شرکت اپل دوری کند و اندکی به خودش استراحت بدهد اما مدتی که در آن شرکت مشغول به کار بوده را بسیار دوست دارد. گارتنبرگ در این باره می گوید: «اپل یکی از بهترین جاهای دنیا برای کار کردن است».